یکی از بلاهای احتمالی که در ازدواج اول به بعد می تونه

سر یکی بیاد اینه که

برخی پسرا

نگران این نیستن که عذاب وجدان بگیرن که

طرف مقابلشونو بدبخت کنن

پس کاستیهای خودشونو با مطلقه بودن طرف مقابل عفو می کنن

کاستیهایی چون عدم متعهد بودن

معلوم نبودن فرداشون سر کارهای سیاسی

و خیلی مشکلات دیگه

می گن این قبلا بدبخت شده و آب که از سرشون گذشته چه یک وجب

چه صد وجب

دقیقا همین بلا در ازدواج دوم سرم اومد

یه شخص لابالی فاقد حس تعهد اومد تو زندگیم و ....

در حالی که من قدر همون دختر بیست ساله از ازدواج توقع خوشبختی دارم

و بدبختیهامو به قدر خیلی بیشتر از کافی قبلا کشیدم

و اگر قابلیت خوشبخت کردنمو ندارن نیان تو زندگیم

دقیقا این پسر قمی همچین بشری بود

بابام جان من ازت خواستم تو یه نظرسنجیم شرکت کنی

تموم شدو رفت

بی جهت چه پیله ای کردی به من

اصلا حالم و نسبت به خودم بد کرده بود

امروزم بهش گفتم:

برای اینکه شما فکر می کنین من به حد کافی بدبخت هستم و در قبال بدبخت کردن من عذاب وجدانی ندارین دقیقا اونچه که در ازدواج دوم سرم اومد ولی من در همون حد دختر بیست ساله از ازدواج توقع دارم و قصد این و ندارم تو دردسر بیافتم این کاملا خودخواهی شما رو می رسونه که با وجود فعالیتهای سیاسی بخواین با کسی باشین حالا من شدم گزینه ی عدم عذاب وجدان وگرنه نه عشقی هست نه علاقه ای

گفت:


ممنون

ولی قضاوتتان کاملا اشتباه ست

شما حق دارید با من کات کنید

ولی حق ندارید قضاوت اشتباه کنید

این خیلی برام سنگین بود

💔

خب

چیزی

بگو

𝓝𝓔𝓖𝓐𝓡 💞:
چه کاتی من از اولشم جوابمو گفته بودم شما برا خودتون بریدین و دوختین.

آخه چه دلیلی داره یه پسر سی و دو ساله ی قمی که کار و درآمد درست درمونی نداره

و مشغول فعالیتهای سیاسیه،

و کارشم سر این کارا باخته،

بخواد با من ازدواج کنه



یکشنبه ۱۴۰۴/۰۸/۰۴ | ۹:۱۷ ب.ظ | N |