امروز به یه نفر گفتم دوستت دارم، و به فاصله ی شاید کمتر از چهل و پنج دیقه بعد پرسید دوستم داری گفتم نه اصلا هم دوستت ندارم.
به کی ؟
به همون پسر قمی
خب وقتی گفتم دوستش دارم پرسشش این بود چی کار کنم
دوستم داشته باشی؟
گفتم دوستت دارم
ایموجی های تعجب فرستاد
گفتم: اولش که مدام پیام می دادی محل نمی دادم و مداومت کردی
کم کم دیدم راجع به هر حوزه ای حرف می زنی نه صرفا مسائل
جنسی منظورم این نیست عاشق هستم منظورم اینه دیدم به شکل ذهنی فرد ایده آلم نزدیکی و به نظرم دوست داشتنی هستی،
ولی خب مطمئن نیستم فکرم درست باشه.
....
یعنی منظورمو رسوندم دوست داشتنم عاشقانه نیست
ولی دید منفی اولیه را هم ندارم و
تلاشهاش کم کم دیدمو بهش مثبت کرده
ولی خب بعضا هم رو به منفی می گرایید
وقتی سایز ...پرسید و من هم طفره رفتم و حرف و پیچاندم
خب من این آدم و ندیدم
تو چت هم آدم هارو نمیشه شناخت
آدم با یکی سالها زندگی می کنه نمیشناستش
تو چت چقدر میشه شناخت
ولی صحبتهاش وجوه مثبت هم داشت و من داشتم به همین چت وابسته میشدم
به مدل حرف زدنش
به سطحی نبودنش
به شاعر مسلک بودنش
خلاصه که حرف زدیم
از آینده گفت و گفت
از آینده ای که مونده بودم آخه چطور میشه ساخت
ما اهل شهرهای دوریم
شغل درست درمونی نداره
منم ندارم
احساسی که نمیشد جلو رفت
ولی شخصیتش آدم خیلی دوری از من نبود و ویژگیهای مثبتش و دوست داشتم
حداقل چیزی که ازش حس می کردم این بود که انگار با همه
بدیهایم، واقعا دوستم داره
من یکی که می ترسم از دوست داشتن خیلی محتاطم نمی تونم به این راحتی دوست بدارم
دوست داشتنهای من خطرناک است
تهش گریه دارد ضربه می خورم و طاقت بغض و گریه ام نیست
بروز نمی دهم اما احساساتم خیلی زیاده
می ترسم از بغضی که حالا مبتلایم کرد
عوضی بی احساس.
داشتیم حرف می زدیم که گفت
هر چی حرف می زنیم نظرت به من مثبت میشه یا منفی،
گفتم ضربدر
یه معلم فنی حرفه ای داشتیم که بافتنی هامو مادرم می بافت همیشه
مثبت می داد
دوختنی هامو بابام می دوخت ضرب می داد یعنی بین مثبت و منفی
گفت:پس من کم کم خداحافظی کنم نمیشه من دل بدم تو ندی
اون وقت من بی دل شم و تو دو دل و بی جهت برای تو تلاش کنم
گفتم:شما تو چت به یکی اعتماد می کنین و عاشق می شین!
بعدشم خب من گریه ام گرفت
و گریه کردم و گریه کردم
هر چی جوابشو دادم از سر گریه ای بود که بی جهت منجر شده بود بهش
چه تلاشی کرده بود برام
یه پرسش نامه پر کرده بود دیگه
اینکه وقت و بی وقت سلام خوبی بنویسی اسمش تلاشه؟
اینکه بشینه عکسای پروفایلمو نگاه کنه تلاشه؟!
اینا کجاش تلاشه
چی کار کرد مثلا؟
گفتم این طبیعت مردانه اس که تلاش کنن
تا احساسات یکیو به دست بیارن بعد که پیروز شدن دیگه
بهانه ای برای تلاش نبینن مثل تو که دنبال بهانه گشتی برای تموم کردن
تلاش نکن برای من ارزشش و نداره
گفت جمله ارو به نفع خودت برنگردون
متاسفم من خواستم تحملتو بسنجم
گفتم متنفرم از آدمایی که با روح و روان بازی کنند
من هر چی باشم آدم صادق و بی شیله پیله ایم
و با روح و روان کسی بازی نمی کنم
برگشت گفت: برای تسخیر من چی کار می کنی
گفتم من فقط برای کسی که شوهرمه تلاش می کنم
که برا هر کیم تمام وجودمو نثار کردم برگشت گفت بدترین سالهامو با تو گذروندم
گفت:چند تا سوال می پرسم بعد تصمیم نهاییمو می گم
دوستم داری
در حالی که اشک می ریختم
و حقم نمی دیدم بی جهت این میزان ناراحت شدنو
گفتم اصلا هم دوستت ندارم
و منتظر تاییدو رد کسی نیستم تنهاییمو دوست دارم و کل دنیا رو رد کردم
نوشت بدرود
هیچی ننوشتم
واقعیتش ته دلم نمی خواستم خداحافظی کنم
حتی دوست نداشتم چتمونو پاک کنم
برداشت چت و دو جانبه پاک کرد
بله مردها همه همینقدر روانی و مریضن
جنبه ندارن
بگی دوستت دارم
هه .....
.: Weblog Themes By Pichak :.