این حرفی که الآن می خوام بزنم قبلا برا هیشکی بازگو نکردم

اصلا هم فکر نمی کردم روزی برسه که لازم باشه بگم

ولی این روزا با تعجب و حیرت می گم عه یادته فکر می کردی

فقط یه خیال محاله مسخره اس ....

و همین باعث میشه که بخوام تعریفش کنم

دوازده سالم که بود با تاثیر گیری از فیلمها یه خیالپردازی برای خودم داشتم

مبنی بر اینکه

جنگ می شه آواره میشیم فرار می کنیم شمال،

مثل خیلی از فیلمای ایرانی که برا قشنگی همه می رن شمال

🤣

بعد سوار قایق میشیم و منم عاشق میشم با یکی فال این لاو می شم و فرار و عشق و به به و جه جه چه هیجانی چه رویایی

جنگم با کی با آمریکا دیگه

واقعا اون وقتا اصلا و ابدا باورم نمیشد همچین چیزی واقعا بشه

البته فقط بخش‌جنگش شدا فال این لاو ایناش طبق معمول تعطیل رسمیست برای ما

حالا یه عده نریزن سرم که جنگ طلبی و ...

نه خیر من جنگ طلب نیستم این فقط یه خیال پردازی خام در ایام نوجوانی بود

ولی آن کلبه و آن ساحل و آن گریزو آن پسر را در آن خیال هنوز به خاطر دارم

هه.



چهارشنبه ۱۴۰۵/۰۴/۳۱ | ۳:۳۸ ق.ظ | N |