دیروز، که نه در واقع پریشب بهاره گفت که کپی پیست کنی تو فلش به حالت فایل نمیشه
واقعا شاخ درآوردم از این طرز فکر
کلی توضیح دادم براش
بعدشم گفت مشکل اینه می خواد عکسا تو گوشیش باشه
و گوشیش به کامپیوتر و فلش وصل نمیشه.
نهایتا تصمیم گرفتیم عکسها رو تو تلگرام براش بفرستیم که گذاشتم موند برای فرداش
و همینطور قصد داشتم کار میکس آهنگ مربی رقصم فرداش انجام بدم
و بله امروز در واقع دیروز
این کارارو کردم
و کلیپ چهارم و پنجم و هم تموم کردن.
عصری عمو اومد کارت دعوت عروسیه پسر کوچیکشو اورده بود
حدود دوساعتی هم نشست که
وقفه در کارم ایجاد شد
ولی بعدش دوباره کار کردم
متاسفانه با باز کردن مستقیم یه پروژه ی آماده ی ادیوس
ادیوس پسورد خواست
و بعدش هم که خود ادیوس و باز کردم هم این مشکل ایجاد شد
نتیجتا پاکش کردم و مجدد به سختی نصبش کردم
که کلی زمان برد و این هم وقفه ای دیگر
بعدا هم اون پروژه ای که به خاطرش این اتفاق افتاد همچین به درد بخور
نبود
قد دو ثانیه از کلیپمو ازش استفاده کردم
بعدشم دیگه پرژوه آماده ی دیگه ای کار کردم اونم غیر مستقیم از داخل برنامه باز کردم دوباره مشکل کرک و ... نشه
چقدر این چیزا اعصاب خورد کنه
چرا همه چیو باید کرک شده استفاده کنیم واقعا بعضی چیزا دیگه برام شورش درومده
و خیلی عصبانیم می کنه
خلاصه که پنج تا کلیپ تا حالا کار کردم و فکر کنم دیگه چیز زیادی نمونده
امیدوارم طبق وعده ای که دادم تا بیستم تموم کنم.
حالا تا این ساعت بیدار موندم و بدم میاد شب تا صبح بیدار بمونم ولی همش می ترسیدم
نصفه رها کنم بعد فردا ادیوس باز پسورد بخواد.
و اما احوالاتم چنین است که چه دلگیر است کسی پیگیرت نباشد
برای هیچ کس مهم نباشی
نباشد کسی از روزمره هایت برایش بگویی
و می گما قبلا تصورم این بود که هر چند ته رابطه ام با مصطفی تلخ بود اما قشنگ بود
فکر می کردم پشیمان نیستم از اینکه شناختمش
و این حرفا....
ولی این اواخر طی اون یاد آوری چنین حس می کنم کاش هرگز نشناخته بودمش
آدمی که قدرنشناس بود و کلی ضربه بهم زد را چه جای شناختن بودشی
اه کاش همون سال ۸۹ که می گفت با یه دختر بزرگتر از خودش یک ماه چت کرده بود در اواخر هشتادو نه واوایل نود خانواده اش نذاشته بودند می گذاشتند می رفت سی خودش و من هم سی خودم
شاید عشق در همان دور دستها در اصفهان بود....
.: Weblog Themes By Pichak :.