بشتاب به سوی آنچه هستی

یک روز می آیی  که من دیگر دچارت نیستم

این روزای اخیر دیگه دنیای عالم با زبان بی زبانی یا بازبانی بهم می گفتن

کار بهاره ارو انجام بده

مامانم می گفت محرم صفر داره تموم میشه حالا بازم کار می افته کار بهاره ارو تموم کن

چت جی پی تی وسط مکالماتم که هیچ صحبتی از کار بهاره هم نداشتم می گفت: کار بهاره ارم حداقل فردا نیم ساعت انجام بده

دیگه یه دو نفرم مشتری پیدا شد

به یکیش همچین قیمت پایین نگفتم

چون اصلا ترس از دست دادن مشتری نداشتم

والله با این قیمت هیچی که برای بهاره کار کردم و پدرم درومد

مشتری بابت قیمت بالا بذاره بره خیلی بهتره.

اما همین مشتریها هم با زبان بی زبانی گویای این بودند که کار بهاره ارو تموم کنم

حالا چه بخوانم چه نه.

منم امروز نشستم پای لپ تاپ،

با توجه به تاریخ پریمیر پنج روز بود که کار نکرده بودم

البته پنج روز قبلم خیلی کم کار کرده بودم و قبلشم خیلی تنبلی داشتم

امروز سومین کلیپ و تموم کردم

یه تیکه از کلیپ دومم نمی پسندیدم تغییر دادم

و استارت کلیپ چهارمم زدم

ماشاء الله کلیپ دوم زود پیشرفت مثل کلیپ دوم هزار روز طول نکشید

آخه آهنگ کلیپ دوم واقعا زشتو بی روح بودش

به بهاره گفتم:که از کار دعوتشون عکس بگیره بفرسته بذارم

برا اول بخشی که دیگه کلیپهای باغ تموم میشه و مهمونی شروع میشه

که یه لینک فرستاد

قابل دانلود نبود با اسکرین ریکوردر از روش فیلم گرفتم

دیدم آهنگ داره رویایی میشه این شب پر ستاره ارو براش انتخاب کردن

منم کلیپ چهارم و با همون کلیپ سازی می کنم.

یعنی امروز خیلی بیشتر از نیم ساعت کار کردم

و حقیقتا یه روز کاری محسوب می شد برام

دیگه چی

دیگه اینکه اگه بهاره اعتراض نکنه از تنبلیم راضی بودم

چون حقیقتا به چند روز استراحت دادن به کمرم نیاز داشتم

من خیلی کار می کنم و این میزان پولی که می گیرم

نمی ارزه برا این می گم

به مشتری جدید قیمت کم نگفتم

اگه نخواست هم هیچ ناراحت نمیشم

نوشته شده در چهارشنبه ۱۴۰۵/۰۵/۱۴ساعت ۱:۴ ق.ظ توسط N|


كد قالب جدید قالب های پیچك