خب دارم بخش آمار توصیفی و تحلیلی پایان نامه امو می نویسم

ولی یا توجه به سوالای پژوهشم متوجه شدم که باید تحلیل بصری عکس هم داشته باشم

و نمونه ارو عکسهای فصل دو معرفی کردم

حالا مشکلم اینه اون سوالم تغییر دادم

یعنی دیدم سواله اینو می طلبه که پرتره های انسانی و در طی تاریخ مقایسه کنم

که آخه این چه سوال بی ربطیه نوشتم وقتی پایان نامه ام راجع به عکاسی حیوانات

و مشکل اینه تو پروپوزالمم سوال همینه، ولی پروپوزالم یکی دو تا ایراد نداره که ایرادش زیاده

مثلا منابع خارجی ارجاع بین متنی و فارسی نوشتم استادم ایراد نگرفته

دیگه جاستیفای نکردم

منابع و APAوارد نکردم

دیگه شماره گذاری منابع انگلیسی فارسیه

خب من چه می دونستم استاد باید اینارو می گفت

همه ارو حین نوشتن پایان نامه از طریق چت جی پی تی یاد گرفتم

خود دانشگاه هم موقع امضا پروپوزال کفت: شماره گذاری فارسی کردی اشتباس

گفتم: میارم جایگزین می کنم

خوشبختانه تو ایرانداگ ثبت نکردم هنوز

اگه بشه کلا از تو بایگانی هم پروپوزال قبلیو درآرم و اصلاحات بزنم خیلی عالی می شه

چون بخوام تاریخچه ی بازنمایی پرتره ی انسانی و با عکاسی امروز مقایسه کنم بدبخت شدم

ضمنا آخه هیچ ربط خاصی به موضوعم نداره هرچند یه مقایسه ی هم تو عنوان با پرتره ی انسان گنجوندم ولی دیگه نه اینکه یه سوال پژوهشم منحصرا

به پرتره ی انسانی بپردازه این چرا نوشتم چرا تحویل دانشگاه دادم

چت جی پی تی ام می گه نه مشکل ساز می شه درسته ثبت نکردی ولی رفته بایگانی دانشگاهت

اهمیت نمی دم ولی خب نگران هستم

مورد بعدی اس پی اس

نداشتم رفتم دانلودش کردم

بعد چت جی پی تی می گه اگه از نسخه ی کرک شده اش

نمودارو جدول کپی کنی و تشخیص داده شه اخراج می شی

بعد می گم چه کنم نفهمن می گه اصلا جنایت بگم نمی گم

دیگه جدولهارو کپی نمی کنم خودم تو ورد دستی می کشم

حالا خود وردمم نسخه ی اصلی نیست که جنایت پشت جنایت

نمی دونم برسم نمودارا چه طور میشه می تونم تو ورد بکشم یا نه

دیگه گلی آمار خوندم و اولش دستی نوشتم بعد اس پی اس اس و با کمک چت جی پی تی آموختم

قرنها قبل کلاسش رفته بودم منتها یادم نبود حالا یادم افتاد

جالبه

فعلا تو اطلاعات زمینه ایم و کلی جدول کشیدم قشنگ شده....

و اما از یه سری حرفها و عکس العملها بیزارم

اگه تنهایی خوب و خوش است

خودتان چرا نیستید

دلم از سالهای زیاد تنهایی طی شده می گیره

در واقع آدم من وجود خارجی نداشت

تنهایی بهتر از آدم اشتباه است

و همان ترجیح بد و بدترهای همیشگی اما تنهایی خوب نیست

هرچند خیلی بهش عادت کردم

حالا نه فقط عشقی کلی می گم من حتی از دوستامم فراریم

ولی هرازگاه که پیش میادا می بینم عه عجب بعضی جمع ها با بعضی آدمها می تونه خوش بگذره

زندگی چقدر می تونه متفاوت هم باشه

اما خب به ندرت

دلم یک چیزهایی می طلبد اما نمی دانم چیست

یک چیز شبیه صدایم کردن

یکی که به وجدم آردم طعم و بوی زندگی دهد

آنقدر آنها که زندگی پنداشتم عین مردن بودند که

دیگر نمی دانم چه می خواهم

دنیا را سراب می بینم

و هیچ چیز را باور ندارم.



دوشنبه ۱۴۰۴/۰۸/۱۲ | ۵:۵۸ ق.ظ | N |