راستیتش من از بیستو دوی خرداد که رفتم تولد دختر بهاره کمتر روزی بیکار بودم
هر روزم با کار ادیت عکساشون گذشت
و چشام به شدت خسته شده
از این طرفم که مدام ایراد می گیره
چه می دونم پسرش و حذف کنم دامنش و بلند کنم گردن بند کج و صاف کنم نور غیر طبیعیه اونو اصلاح کنم
و ... و...
عکسا هم که خیلی خیلی زیاد بود
معمولا بخش فوتوشاپ برام خسته کننده تر از تدوین میاد
ولی آخه دیگه من حتی برای عروسی هم این همه عکس ادیت نکرده بودم که برای این جشن تولد عکس ادیت کردم
و تهش که چی آخه این همه عکسو می خوان چی کار
دیگه دیروز دلم خواست کمی برای خودم زندگی کنم
بعد مدت ها خودم هم برم جلو دوربین واسه تولدم از خودم عکس بگیرم
بعدشم ابدا حوصله ی فوتوشاپ عکسهای خودم نبود با هوش مصنوعی سرو تهش جمع کردم خیلی ام بهتر شد
یه عکس دیگه ام می خواستم بسازه با عکس بچگی که این روزا ترند شده که تو آینه بچگیت و نگاه می کنی و ...
ولی بچگیم و اصلا شبیه خودم درنیاورد حالا شاید با فوتشاپ درست کردم شایدم نشه
بعدشم نمی خواستم از الآن بذارم اینستا
دیدم همه جا خبره اینه بندرعباس داره بمباران میشه گفتم حالا جنگ میشه نتها قطع میشه باز
اینم مثل عکس دفاعم می مونه
و تو پیجم ثبت نمیشه
آخه اصلا خیلی مهمه دیگه جزء واجباته عکسهای مهم تو پیجم باشه
اون روزهای زمان دفاع فقط قطعی نت نبود که اگه عکس روزمرگیتو می ذاشتی پیجت فحش می خوردی
از اون طرفم روز دفاع عکس درست درمون نگرفتم تک و تنها با یه عالمه وسیله
و همه چی هول هولی اصلا نفهمیدم چی شد،
دوستم چند تایی عکس گرفتا هرچی گفتم بفرست نفرستاد انگار نه انگار ...
یه چند تا فیلم هم یکی از دوستام با گوشی خودم گرفت که اصلا خوب نیستن
فقط گویای آشفتگی و پریشانی اون روزه
شاید روزی که کار بهاره تموم شد با هوش مصنوعی عکس روز دفاع ساختم 😑
ولی به قول یه ضرب المثل بی تربیت ترکی بعد عروسی حنارو به .... می زنن
سالها آرزو داشتم با دسته گل و وایت بردو مقنعه که مشخصه های روز دفاع باشه عکس بگیرم، تا عقده ی اون عکس روز دفاع زن مصطفی با مصطفی از دلم بره
حالا بماند که فکر می کردم فقط در اون قاب شوهررو کم دارم نگو حتی خودمم نمیشه برم تو اون قابه 😑
خب دیروز اون عکسرو گذاشتم پیجم طبق معمول تو تریدز هم افتاد اصلا این چیه من نصب کردم آخه هیچ جذابیتی نداره مورد استفادش برا چیه؟
اولش یه پیج آموزش هوش مصنوعی بود اون نمی دونم سر چی گفت نصبش کنم منم نصب کردم ولی هیچ استفاده ای نبردم
فقط یک عاامه غریبه می بیننت که انگار خوشم میاد فکر کنم به طور غیر عمد دیده میشم
یهویی خودم خبر ندارم که
بلکه عشق از اونجا سر برآورد مثلا 😑
والله دیگه مرضه همینه دیگه با خودم صادق باشم وگرنه دلیلش چیه؟ اگه این نیست پس چرا
پاکش نمی کنم نمی فهمم!
هر چی تو اینستا پست می ذاری می ره اونجا
بعدشم شونصد نفر ناشناس اومدن تبریک گفتن
منم جواب همشونو دادم گفتم مجردیه و مزایاش از شونصد تا غریبه تشکر کن هیشکیم هیچی نگه بهت.
بعد نمی دونم از اونجا بود یا کجا
یک نفر اومده دایرکت اینستام بدون سلام نوشته دکتره تو ونکوره اصالتا
تبریزیه الآن اومده تبریز فامیلو ببینه....
به به و جه جه
خب الآن من چه کار کنم؟
بدون نگاه کردن به عکس پروفایلش چتشو باز کردم که کاش باز نمی کردم
عکس پروفایلشو دیدم
وای وای خوشم نیومد، حالا هر چی تیپ من نیست دیگه
بدم میاد مرد لباس زرشکی متمایل به صورتی با اشکال برگ برگ و شلوارک سفید بپوشه بعد همه موهای دست و پاشم بزنه سنشم نزدیک شصت سالی باشه
سلیقه و تیپ من این نیست قصد توهین ندارم
هیچ جوابی ندادم
به خواهرم می گم می گه ما یه دونه دختر به کانادا دادیم بسمونه
و کلی خندیدم
کلا امروز هی همه چیو مسخره کردم خندیدم
در حین صحبت با خواهرم بودم که دیدم بابا صدام می زنه
فکر کردم چی شده اونجوری از خود بی خود می گه نگاااااااار بعد دیدم طوری نیست فقط گوشیم زنگ می زنه
کلا وقتی گوشیت زنگ بزنه جواب ندی بابا جوری رفتار می کنه فکر می کنی یکی مرده یا چه فاجعه ای رخ داده
یه بار یادمه دوران نامزدیم بود حموم بودم بابام با یه لحن هراسان اومد پشت در گفت پدر شوهرت چندین بار زنگ زده کارت داره!
منم فکر کردم مصطفی مرده پدر شوهرم زنگ می زنه چون اصلا اون به من زنگ نمی زد
نفهمیدم چطوری از حموم درومدم
دیدم هیچطوری نشده اونیم که زنگ زده خود مصطفی بود نه پدر شوهرم.
بگذریم از کجا یاد چی افتادم
این استرسه مدل صدا زدن بابا یه طرف
اینکه دیدم واییی اونی که زنگ می زنه بهاره اس یه طرف
اصلا انرژی مقابله با صحبت با اونو نداشتم ولی بعدش تو واتساپ پیام دادم، ببخشید زنگ زدید نشنیدم عکسها زیاد بود از امروز فیلمتونو شروع می کنم اونم بحمدالله هیچی نگفت لایک کرد.
بله گفتم فیلمتونو شروع می کنم
ولی شروع نکردم
کل امروز دنبال یه فوتیج پروانه بودم
که رو انگشت دختر بشینه بعد پروانه پرواز کنه و کاری خفن خلق شه
ولی پیدا نکردم اونام که قبلا پیدا کردم همه واتر مارک داره
انواع و اقسام هوش مصنوعی های ویدیو سازو امتحان کردم بلکه با پرامپت نویسی خودم همچین ویدیویی بسازم که نشد
الآن یه عکس متحرک پیدا کردم نمی دونم به کارم بیاد یا نه
می تونم تو گپ جی پی تی پول بدم و بخش ویدیو سازی و فعال کنما
ولی آخه مگه چقدر از بهاره پول می گیرم که این همه هم خرج هوش مصنوعیش کنم
امروز در واقع هیچ کاری نکردم ولی به شدت خسته شدم خوابم میاد
از دست بهاره می خوام فرار کنم ونکوور کانادا 😂
امروز خیلی الکی خندیدم ولی ته روز انرژیم افتاد،
.: Weblog Themes By Pichak :.