کلا آدم شکمویی نیستما اما چقدر سلف سرویس چیز بدیست.
دو تا تولد رفتم فیلم برداری و هیچی نخوردم.
اولی کهیر مانع شد چیزی بخورم دومی سلف سرویس.
بعدشم واقعا دیگه دلم نمی خواد اینجوری برم فیلم برداری
پس دیگه تصمیمی هم برای خوردن در تولد بعدی نمی توانم بگیرم
تو تولد اولی که پرهیز بودم به خاطر کهیر!
تو تولد دوم هم چون سلف سرویس بود بچه ها یه طوری موقع خوردن
دورو بر خوراکیها رو گرفتن که کنار نشستم وقتی رفتن
از اون ستاره ها هیچی نمونده بود
نمی دونم اسمش چی بود ناگت بود چی بود
هر چی بود ما آدمهای قدیمی از اون چیزا نخوردیم دیگه
الآن که دارم فیلمشو کار می کنم باز می بینمشون و بسی حسرت می خورم
تو تولد اولم دندونی آوردن نخوردم سالاد اولویه آوردن نخوردم توت فرنگی بود نخوردم هیچی نخوردم فقط یه دونه خیار و یه ذره نوشابه و کمی آب داغ خوردم
چون دکتر گفته بود توت فرنگی و تخم مرغ و کلا هیچی نخورم
در حالی که در سایه ی چت جی پی تی نه گپ جی پی تو اون موقع چت جی پی تی فیلتر بود گپ جی پی تی کشف کرد عامل کهیر نه از خورد و خوراک بلکه از این بود که یه سینی گنده می ذاشتم رو پام بعد یه فن لپ تاپ روش بعد هم خود لپ تاپ و
دیگه چندین بالشت پشت سرم و به حالت نیمه دراز کش
ساعتها پشت لپ تاپ بدین شکل می نشستم
واقعا فکرشو که می کنم وحشتناکه ها
حالا هم همون قدر زیاد میشینم پشت لپ تاپ فقط دیگه سینی و رو پام نمی ذارم و فشاری رو پام نیست و لپ تاپ رو میزه
این زندگی باعث میشه کلا غرق فیلم شم یاد بدبختیام نیافتم اما
بدیش اینه فجیع غرق میشم اصلا به خودم نمی رسم
به روحم هم نمی رسم
یعنی
نه نماز می خوندم نه ورزش نه هیچی
واقعا اینجوری که به شکل فرسایشی دارم کار می کنم دارم خودم و افسرده می کنم
و به شدت امروز حس کردم که به عبادت و خلوت با خدا نیاز دارم
نماز خوندم و بعدش الآن زدم یه فیلم یه دیقه ای خروجی درآد بفرستم
برا خانمه بعدشم برم ورزش کنم
نمی گم کار نکنما ولی نباید تا این حدم خودمو غرق کنم
سعی می کنم خودمو اصلاح کنم.
فقط کاش یه تار از اون ستاره ها می خورم می دیدم مزه اش چجوره 😑😐
.: Weblog Themes By Pichak :.