بشتاب به سوی آنچه هستی

یک روز می آیی  که من دیگر دچارت نیستم

رفتم تو فیس بوک

و پیامهایی دیدم که اوه فکر کن از سال ۲۰۱۵ یکی پیام داده

هر چی از افغانستان بود پاک کردم به این دلیل که یه بار یه افغانستانی

مسخرم کرد با شعرایی که از شاعرای بزرگ برمی داشت یه اسممو می چسبوند بغلش می گفت واسه تو گفتم

بگذریم

بعدم از ترکیه بود یکی هم از ایران

اینجوری نوشته بود

سلام
ملوسی و ناز و جذاب
شاعرم و
احساس می کنم می شه ازت شعر گفت
خاتون شعرم باشی
اگه جنبه شو داری....

از این خوشم اومد زمان پیامش دو هزارو بیست و یک

سلام نوشتم

به دو تا ترکیه ای هم پیام دادم

اون ترکیه ای ها رو نخواستم

ولی این هم

نمی دونم حالا،

بسه دیگه چقدر شعر می گی

یه کلام حرف می زنی

به جا حرف هی شعر می گه

یه شعری گفت خیلی بی ادب بود

دیگه تازگیها خیلی باسواد شدم

گفتم این دیگه زیادی اروتیک شد

و دیگه بهتره ادامه ندم که حالتون به هم نخوره

فقط برم خجالت بکشم بابت اینکه

هیچی برات متاسفم خودم آدم شو

نوشته شده در دوشنبه ۱۴۰۲/۰۹/۱۳ساعت ۱:۳۵ ق.ظ توسط N|


كد قالب جدید قالب های پیچك