یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم
این جمله ی ,,زندگی مسابقه نیست,, هم از اون حرفهای تسلی بخش برا امثال منه از همه جا مونده اس ... بعضی چیزا هست خیلی زور داره... کاش تقسیم نعمت واقعا بر اساس لیاقت آدمها بود حالا شاید خیلیها بی لیاقت باشن اما ظلمی هم به کسی نکردن هیچ سهم کوچیکی هم شده از بی بهره شدن کسی در نعمتی نداشتن ولی خدایی دیگه خیلی زور داره آدمایی ظلم کنن و سهم خیلی بزرگی در بی بهره بودن کسی از نعمتهایی داشته باشن ولی خدا اون نعمت و برا خود اون آدمها دریغ نکنه تازه ممکن هم هست این دستاورد خودشون و این بی بهره گیه کسی که بهش ظلم کردن این توهمو براشون داشته باشه که ها ها من ظلمی نکردم خودش لیاقت نداشت ببین کسی جز من خر نشد بخوادش, بله دقیقا همین جاس که زندگی مسابقه اس خیلی وقت بود این حرفها تو دلم بود ولی نمی نوشتم یعنی عمق غمش به سر حدی نرسیده بود که نتونم تحمل کنم و بگم، الآن رسید من پروفایل ظالمان و چک نمی کنم چون هر بار می بینم بدبخت نشدن ناراحت میشم ، هر سری می بینم علاوه بر بدبخت نشدن در این ظاهر مسابقه ای برنده تر هم شدن، دیوانه تر میشم اینکه در باطن چقدر فلک زدن که پنهان می کنن تو این مسابقه مطرح نیست ظاهر مطرحه که نوشته دو تا بچه داره هه من که می دونم باطنم چقدر فلک زده اس ظاهرم هم که به طور عیان بازنده اس، الآن گوشیه مامان و برداشتم دیدم تو اینستا بلاک لیستش چند نفرو بلاک کرده تعجب کردم که آخه چرا مامان با کی دشمنه آدمهایی که بلاک کرده بود بعضیهاشو از بلاک درآوردم که آخه چرا مگه دختر پسر خاله اش چی کار کرده بلاکش کرده احتمالا اشتباه شده که یهو پروفایل جواد و دیدم نوشته مُبِن ،آرتِن ،اینجوری نه ها لاتین Moben ,arten نوشته بود منم تلفظ نوشته ی خودشو نوشتم ،آخه آقا خیلی باسواد بود باید لاتین بنویسه اونم این شکلی ... بی سوادیش چه اهمیتی داره به هر حال پزش مهیاس و البته خدارو شکر که بهش دختر نداده همچین آدمی دیگه الحق لیاقت دختر نداره ... البته هیچ بعید نیست پس فردا ببینم به همین بی لیاقتیشم خدا جامه ی عمل پوشوند دختر دارشم کرد به هر حال خیلی ناراحت شدم تیروئیدم تو آخرین آزمایش تو رنج نرمال بودا بس که از نظر روحی خودآزاری نکرده بودم مطمئنم با این ناراحتی کمی خرابش کردم حرصی که خوردم و تو گلوم تا نوک انگشتام حس کردم من این حرص و به طور خیلی شدیدتر قبلا هم تجربه کردم ولی می دونم سلامتی مهمتر از همه چیه گریه کردم اما بهتره بیشتر از این رو این بدبختی تمرکز نکنم اصلا شاید لازم بود یه همچین چیزی ببینم تا از خونه نشینی خفگان بگیرم حس فرار بهم دست بده پامو از خونه بذارم بیرون یا نه ولش بشینم سر جام از خونه بیرون رفتن خرج داره من فقط هشتاد هزار تو کارتمه با نمی دونم چقدر اسکانس که مطمئنم اونم به صد هزار نمی رسه ....![]()
| كد قالب جدید قالب های پیچك |

