بشتاب به سوی آنچه هستی
یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم
بارها از تنهایی که خسته شدم خواستم با کسی باشم و سعی کردم خوب باشم فداکاری کنم دوست داشته باشم وفادار باشم متعهد باشم آنچه خوبان همه دارند همان باشم . در مقابل یه از خود بی خود شدن و اداهای زهلم گتمیشی دریافت کردم که نه تنها از خوبی پشیمان شدم بلکه فهمیدم تنهاییم بهتر بود اونقدر زیاد این رویه تکرار شد که دیگه حتی به خسته شدنم از تنهایی بی اعتنایی می کنم دوست داشتنی نیست اما با تمام قوا سعی در باور تریجیحش به هر بدتری دارم و واقعا دیگه باورم شده هر رابطه ای برای من بدتر از تنهاییه نفرت بی انتهایی در کنار خود پسندیم و کوری خلایق در دلم به همه هست عجیب بود که این همه آدم بد زیاد بود باورکردنی نبود ولی هست.
نوشته شده در سه شنبه ۱۴۰۴/۰۵/۲۸ساعت
۶:۲۲ ب.ظ توسط N|
![]()
| كد قالب جدید قالب های پیچك |

