بشتاب به سوی آنچه هستی

یک روز می آیی  که من دیگر دچارت نیستم

یه جایی یه پستی دیدم پرسیده بود آخرین خواستگارتونو چرا رد کردین

کامنت گذاشتم چون دوستش نداشتم

یکی اومد ریپلای کرد سرکارمون نذار

بعد منم بهش توپیدم که تو کی باشی که بخوام سر کارت بذارم

و بعدم بلاکش کردم

روزها گذشت امروز یکی دیگه همون کامنتمو لایک کرده بود

و ریپلای آتش و اینجور چیزا زده بود

خوشجیل بود به دلم نشست

و کمی هم پیر بود

کمی که به سن و سال من می اومد دیگه

حالا معلوم نبود چند سالشه که چه بسا می پرسیدی از من کوچیکتر می شد

رکوئست داده بود

چون ازش خوشم اومد قبول کردم

بعد دیدم اومده دایرکت داده سلام من از شما خوشم اومد آشنا بشیم ؟

نیتم ازدواج

و دوستی اینا نیست

منم نوشتم سلام صحبتتون شبیه به اونا میاد که شرط می بندن که مثلا مخ یکیو بزنن

چون من اون کامنتو گذاشتم که جواب رد دادم ...

نوشت تو عمرم شرط نبستمو نمی بندم

ولی از قضاوت شما هم خوشم نیومد موفق باشین

عصبانی شدم و پشیمان خب انتظار نداشتم اینجوری شه

و گفتم، گفتم شبیه

و بعدشم عصبانی نوشتم خدارو شکر که خوشتون نیومد

بعد نوشتم

جسارت نباشه و....

خلاصه خیلی سعی کردم جمعش کنم

و اون منو ببخشه

ولی نشد دیگه پرید

بیا بعد فیلم آبی میسازن

دختره انواع و اقسام بلاها سر یکی میاره

یارو عاشق هم میشه

چرا خوشم اومد ازش چون متفاوتتر از بقیه حرف زد

مثلا گفت نمیشه به کسی که عصبانیه خورده گرفت

و من سعی می کنم به اطرافم مثبت نگاه کنم

یعنی جوابامو دادا

منتها خیلی دیر

و منتها دیگه منم دیدم اینجوره کلا حذف کردم بلاک نه

تا وسوسه نشم پیام بدم

خیلی حس پشیمانی دارم 😖☹️

نوشته شده در دوشنبه ۱۴۰۴/۰۶/۳۱ساعت ۱:۴۸ ق.ظ توسط N|


كد قالب جدید قالب های پیچك