بشتاب به سوی آنچه هستی

یک روز می آیی  که من دیگر دچارت نیستم

دیروز یه نفر از گروه فوتوواک که لیدر بود جواب داد

که ببخشید وقت نکردم هفته ی شلوغی داشتم بعدشم

گفت من خارجم اگه نسخه ی انگلیسی داری بده بذارم گروه

عکاسا اینجا به حیوانات خیلی علاقه دارن

دیگه کل دیشب و نشستم برا ترجمه ی پرسش نامه

فکر می کردم اگه دیر شه از دستش می دم

کلی هم تحقیق کردم در مورد اینکه چه جوری پی دی اف گزینه ای بسازم که اون نشد ورد گزینه ای ساختم

که مربعها بهتر قرار گرفتن ولی خب با دراو هم میشد همون کارو تو ورد کرد

حالا شاید خارجیها از دم گوشیاشون ورد و باز کنه اونجا جواب بدن

گوشی من که ورد باز نمی کنه

اپشم نصب کردم قاطی پاتی شد

تو گوگل فرم خواستم پرسش نامه ی آنلاین بسازم دیگه از بی خوابی رو به موت بودم

نشد

و البته دیدم سخته و اونجوری که نوشتمو نمی تونم اونجا پیاده کنم

همون پی دی اف و همون ورد گزینه ای و فرستادم

چه خوشخیالم که کمکم می کنه شب تا صبح نشستم با عجله ترجمه کردم که یه وقت دیر شه می پره پیداش نمیشه

حالا همون فارسیشم خودش جواب نداده فعلا

اما خب من نگفتم که اینو ببر گروه خارجیا

خودش گفت

زمان داره می گذره من انتظار داشتم تو مهر ماه بتونم پرسش نامه هامو پر کنم و فصل چهارو پنجم تموم کنم ولی 😑

امروز نشد برم دانشگاه آزاد چون تا صبح بیدار بودم

ولی فردا دیگه باید برم.

خب از پایان نامه که بگذریم راجع به اون پسر

مثلا عاشق

این پسر هم چند باری اس امس زد و زنگ زد

دیگه بابا چقدر ولضح بگم که نمی خوام

اینها آخرین اس امساس

سلام ،من فکر کردم به این نتیجه رسیدم سبک زندگی ما متفاوته و من با سیگار و شراب نمی تونم کنار بیام، فکر می کنم بهتره دیدارو لغو کنیم،
چون به درد هم نمی خوریم.بهترین آرزوهارو برات دارم.

جواب اون:

سلام خانممم خوبی

تو سال ۱بار مشروب میخوریم .اونم به خاطر گل روی نگار خانم نمیخوریم

😘😘😘😘💕💕💕

ببین نمیشه آدمهارو تغییر داد،خودمم دوست ندارم کسیو تغییر بدم همین پسر همسایه امون ازدواج کرده بود قول داده بود که نمی خوره ولی بعدا سر همین طلاق گرفتن،مادرشم خیلی عادی می گفت بابا تو یه سال فقط چهار بار خورد. موضوع یه بار دوبار یا اصلانیست که موضوع طرز فکر متفاوت هستش

جواب اون

از زمانی کرونا شروع شد...من تا الان مشروب نخوردم

ببین من دو بار تجربه ی شکست داشتم و در هر دو دیدم چیزهایی که به نظرم حل شده است،حل نشده مثل مریض بودن که گفتم حالا دیگه خوب شده دیگه،که نبود ،یا در دومی گفتم انگار به نظر بی سروپا و لات میاد ها، ولی نه ازدواج کنه سرشو می ندازه پایین متعهد میشه،که هیچ کدوم از خوشخیالیام درست نبود، همین ندید گرفتنها بعدا شد کل زندگیم،

داداش من سیگاریه زن داداشم هر کاری کرد ترک نکرد که نکرد می دونم و مطمئنم آدمها عوض نمیشن

و من با آدمی که سیگار و مشروب ب اش طبیعی باشه احساس آرامش نمی کنم.این چیزیه که با باور و سبک زندگیم سازگار نیست

جواب اون و بی جوابی من

شب به خیر

سلام

و چند تا زنگ بی جواب

دیگه با قاطعیت این رابطه شروع نشده برا من تمومه.

وقتی با این لیدر فوتو واک حرف می زدم

و در کل خیلی پسرهای تحصیل کرده ای که سرشون به تنشون می ارزه

و واقعا دلم می خواد پاپیش بذارن می بینم در اطرافم

ولی هستن ها کمرنگ و کم صدا

آدمایی که می خوام بیان ولی نمیان

یعنی ببین یه جوره حس می کنم اصطلاحاشون لحنشون یه مقدار بالاتره من نمی فهمم

این یکیا هم یه جورن لول من بالاتر از اوناس

نمی دونم این منم که لول پایینتر جذب می کنم

یا خودمو باید بکشم بالاتر نمی دونم دیگه .....

نوشته شده در شنبه ۱۴۰۴/۰۷/۱۹ساعت ۶:۲۹ ب.ظ توسط N|


كد قالب جدید قالب های پیچك