بشتاب به سوی آنچه هستی

یک روز می آیی  که من دیگر دچارت نیستم

پریروز یه نفر از ساختمان علامه جعفری دانشگاه آزاد تبریز سقوط کرده و فوت کرده.

حالا دلیلشو نمی دونم

ولی پریروز یکی از روزهایی بود که می خواستم برم دانشگاه آزاد و نرفتم

واقعا نمی دونم چرا انقدر سختم میاد

خب یکیش تجربه ی تلخ دانشگاه پیام نور

یکیش اینکه نکنه من پیرم از در دانشگاه رام ندن

یکیش اینکه می دونم بخوام پاشم آماده شم راه بیافتم خعععععععلی طول می کشه

در حدی که فکر می کنم وقت تموم میشه

آخه باید اول صورتمو با فوم بشورم بعد با یخ منافذ بازمو ببندم

بعد ژل ابرو بزنم بعد هاشور ابرو جاهای خالیشو پر کنم بعد آبرسان بزنم بعد یه بیست دیقه صبر کنم پرایمر بزنم بعد باز یه بیست دیقه صبر کنم ضد آفتاب بزنم

بعد اسپری فیکس بزنم بعد کرم پودر بعد کانتور و کانسیلر و

بعدم رژ گونه بعدم کانتور های خشک و پنکک بعدم پود فیکس و ریمل

خط چشم نه نمی زنم یه خورده مداد فید کنم بسه

خب دیگه من ترجیح میدم نو میکاپ به نظر بیام و رژ و خط چشم

هستش که تابلو می کنه

رژ کمرنگ می زنم به جا خط چشمم یه خورده مداد خیلی کمرنگ فید می کنم

حالا این تفکرات هم هست که باعث میشه نخوام بیدار شم

تازه این همه بزنی که چی

وقتی داری از سینگلی می ترکی

حقیقتا در بد شرایطیم هیچ کی نمی تونه درک کنه اوضاعم چقدر به هم ریختس ولی با فکر نکردن سعی می ونم سلامت جسمیمو

به خطر نندازم.

از تنبلی دارم می ترکم و دانشگاه آزاد نمیرم

اما می دونی یه دلیل دیگشم اینه خیلی خیلی دوره

فکر کن این همه راه و بری هیچ کاری نکنی و برگردی

باید غیر قانونی برم دانشجو شکار کنم بخوام پر کنن که می ترسم جراتشو ندارم

دلم نمی خواد به آموزش و حراست و کوفت و زهرمار رو بندازم تهش مثل پیام نور بگن

نمی ذاریم

من در پرروترین حالت زندگیمم به همه رو می ندازم

دیگه امروز به یه پسری از گروه فوتوواک که گفته بود دانشگاه آزاد کارشناسی خونده پیام دادم که امکانش هست اینو به همکلاسیات بفرستی

گفت شرمنده فارغ التحصیل شده باهاشون ارتباط نداره.

خب راستم می گه همین همکلاسیام کلا چند نفرشون پر کرد؟

فقط چهار نفر

دوستای صمیمیمم حتی پر نکردن

یکیش گفت:

من داشتم مینوشتم ولی متوجه شدم به درد این نظر سنجی نمی خورم چون اصلا با این موضوع که حیوانات در باغ وحش باشن با حیون خونگی باشن مشکل دارم نتونستم سوالات رو درک کنم

بعضیها در هر زمینه ای باید فکر کنن خیلی خاصن با تفکرشون

بابام جان من عکسهارو گذاشتم که اگه کلا یکی پیاده باشه هم به اونا نگاه کنه نظرشو بگه

و اصلا این پرسش نامه طرفدار باغ وحش و حیوان خانگی نیست که

فقط چگونگی تاثیر این عکسها بر بیننده ارو

می سنجه

خیلی بی مهرانه گفتم: باشه

یکیشم بعد روزها گفت:


سلام عزیز خوبی
این روزا یه خورده سرم شلوغه یادم نرفت به پرسش ها جواب میدم

عجله نداری که؟؟

منم جواب دادم

سلام مرسی تو چطوری مرسی،

جواب عجله که نداری و ندادم

یعنی چو دانی و پرسی سوالت خطاست

معلومه که عجله دارم

اگه بمونم ترم بعد باید دوباره شهریه بدم،

من اون همه هر موقع خواست بهش کمک کردم اون وقت یه یه ربع واقعا وقت نداره 😐

و هیچی دیگه

یعنی واقعا آدما قد یه ربع وقت ندارن

از تو گروه فوتو واک هم امروز یه نفر جدید جواب داد

شد در مجموع پانزده نفر

اگه اون خارجیه و دوست خارجیهاش جواب بدن چه شود واقعا.

این بخش از پایان نامه که وابسته به مردمه پیش نمی ره

منم که همت نمی کنم دانشگاه آزاد برم

در عوض ومروز نشستم

عکسهای لازمو به پایان نامه اضافه کردم

آخه یه نسخه بی عکس نوشتم برا فرستادن به سامانه ی همانند جو

حالا دارم پایان نامه امو می خونم جاهایی که از یه عکسی صحبت کردم

عکس اضافه می کنم

تا حالا یه پانزده تایی اضافه کردم

آخه فصل دوی من خیلیه

پنجاه صفحه اس

و حالا هنوز وسطهای فصل دو هم نرسیدم

باز نشستن رو صندلی باعث شده کمردرد بگیرم

هیچی دیگه اینم کل این ایام من

نوشته شده در چهارشنبه ۱۴۰۴/۰۷/۲۳ساعت ۲:۱۴ ق.ظ توسط N|


كد قالب جدید قالب های پیچك