بشتاب به سوی آنچه هستی

یک روز می آیی  که من دیگر دچارت نیستم

دلم خواست برا شادی روحم یه کاری کنم

و قسمت اول سریال بامداد خمار و ببینم

ولی تو اپلیکیشن شیدا اشتراک یک ماهه اش

صدو هشتاد هزار و من صدو هفده هزار تو کارتمه(که ته مانده ی یارانه اس)

نکردن فقط یه قسمتشو پولی بذارن یه پنجاه هزار بدیم ببینیم

من هیچ وقت برا خرید سریال پول ندادم

اونقدر نشستم منتظر تا پخش شده و یا از یه جا مجانی پخش شده

حقیقتشم مجانی حرامه دیگه

ولی حالا حلالشم نیست

خیلی تو ذوقم خورد

پارسال بهمن برا دختر ویدا عکاسی کردم

ادیت کردم

گفتم صدو پنجاه هزار که نداده

آقا ارزش پول ثابت نیست من چهار ماهه پیش گفتم صدو پنجاه

چطوری اینقدر راحتی آخه

بعد دیشب باز پیام داده بیام برای عکاسی کار جدید هم با قبلی میشه سیصد دیگه

یه جا بدم

حالا صدو پنجاه چیه که نمی تونی تنها بدی چهار ماهه !😐

خیلی ناراحتم که این همه بدبخت و بی پولم

البته بی کارم هستم

البته بی شوهر و بی بچه و بی هر چی که بتونه شادم کنه هستم

خواستم یه سریال ببینم کمی شاد شم

از عشق بقیه هورمون شادی ترشح بشه برامون اونم نشد 😭😭😭

من برا زندگیم کم تلاش نکردم

ولی خب هیچی نشدم

بعد اینکه پایان نامه ام تموم شد و دفاع کردم

پلن بعدیم کار و پول درآوردن ازدواج و بچه دار شدنه

اگه هیچ کدوم نشه

هیچ کاری برا زندگیم نمونده که نکرده باشم

و می خوام که بمیرم دیگه

جز این هیچی نمی مونه

دیگه نای تلاش برای به دست آوردن ندارم

حال جسمیم دیگه یاری نمی کنه این سن سن تلاش نیست

سن رسیدنه

می فهمی رسیدن

همیشه راجع به بدبختیام که فکر می کردم می گفتم من چه کردم که این همه بدبختم

به بیان دیگه فکر می کردم چه نکردم

که جوابم این بود ارشد نخوندی

حالا دیگه اونم دارم می خونم

نوشتن پایان نامه هم خیلی پروسه ی شکنجه واری بود برام

تا اینجاش

استاد، بی خیال مشغول زایمان

خانم تا چهلو چند سال نزاییده

زاییدنشو دقیق تنظیم کرده واسه وقتی که من باهاش پایان نامه برداشتم

البته نزاییده شم همچین کاربرد نداشت

هر چی می پرسیدی می گفت، من خودم اینارو درس دادم

کلا دو جلسه ترم اول برامون روش تحقیق درس داد

هر جلسه جمعا نیم ساعت نمیشد

بعد خیال می کنه تمام فوت و فن پایان نامه ارو یادمون داده

حالا هم که رفته مرخصی زایمان

من خودم پرسش نامه نوشتم توزیع کردم

و حالا شانزده نفر کم دارم

که اگه اینم بشه دیگه می رم سراغ تحلیل

اگه بشه دیگه یه ماهه خودمو پاره کردم فقط چهلو پنج نفر پر کردن

دیروز هم تو شاه گلی واقعا خسته شدم

امروز تا دوازده خوابیدم هم دیشب سردرد بودم هم امروز ساعت

دوازده که پاشدم

دلم برا جسم بدبختم می سوزه

می گن زن ها بیشتر از اینکه مردا رو بخوان بهشون نیاز دارن

مردا بیشتر از اونچه نیاز داشته باشن می خوان

من در وجود خودم اینجوری تحلیلش می کنم

که واقعا به اون هورمون شادی چیه نیاز دارم در بدنم ترشح شه

مایه ی ننگه ولی دیروز تو شاه گلی به غلط دقایقی ترشح شد

ولی من دنبال غلط نیستم

من دنبال شنیده شدنم

دنبال عاشق شدن

دیشب داشتم یه سناریوی خیالی

از عشق خیالی در سرم می پروردم

یکی از زنش می پرسه من بمیرم ازدواج می کنی

زن می گه نه

مرد می گه چرا تو که زیبایی جوانی

زن می گه مثل تو پیدا نمیشه

مرد می گه یعنی پیدا شه ازدواج می کنی

زن تو دلش می گه پیدا نمیشه ولی اگه بشه صد درصد

تو دلش اینو می گه ولی تو زبان می گه

تو که بعد من ازدواج می کنی پس این چه سوالیه

مرد می گه الکی به من تهمت نزن

زن می گه می دونی چرا بعد تو ازدواج نمی کنم

چون من عاشق

دست می ذاره رو سرش و می گه اینجا و

بعد دست می ذاره رو قلبش و می گه و اینجای تو شدم

تو منو دیدی در کنار ظاهرم که نگاه کردی و تعریف کردی

به حرفام گوش دادی، به خواسته هام بدون اینکه بخوام

پی گیری نشون دادی

به من متعهد بودی

تو این بودی که عاشقت شدم

ستودن ظاهر و که خیلی ها انجام می دن

و سایر چیزارم همه دارن

من واسه خاطر این دوتا مورد صرف با تو ازدواج نکردم که

ولی

مردا اغلب کورن سخت پیدا میشه خوبی زنی و بدونن و اینقدر براش خوب باشن

همینه که من بعد تو ازدواج نمی کنم ولی

زنها قدر خوبی و می دونن

و این دست توعه که همینقدر که برای من خوب بودی برای زن دیگه هم خوب باشی

این خصلت توعه که تو هیچ مردی پیدا نمیشه

نوشته شده در سه شنبه ۱۴۰۴/۰۷/۲۹ساعت ۴:۲۴ ب.ظ توسط N|


كد قالب جدید قالب های پیچك