بشتاب به سوی آنچه هستی

یک روز می آیی  که من دیگر دچارت نیستم

بله امروز یه عالمه کار داشتم که نمی دونستم از کجا شروع کنم

لذت بخشترینش این بود که یللی تللی کنم نه کار

اینکه بشینم عکسای خودمو که دیروز باهاشون کلیپ ساختم تماشا کنم

و هی عاشق خودم شم

وایی خدایا فتبارک ا...احسن الخالقین

خدایا چی آفریدی

ماشا ء الله به خودم

چه سری چه دمی عجب پایی

من که خودم پسر بودم خودمو می کشتم برا یه همچین خانم خوبی

آخه فقط زیبایی نیست که کلا اخلاق و کردار و پاکدامنی و همه چی تمومم

ولی شما ها انگار نه انگار دنبال چی هستین آخه

اصلا آدمین اه اه

هه بگذریم شوخی بود 😁

دیگه ف هم بالاخره گفت چه طوری عکسش و چاپ کنم اما دیگه دیره

فعلا درس و مشق خودم

در اولویت هستش

نشستم درس بخونم

یعنی در واقع ویسهای استادو پاک نویس کنم

که هی تمایلات خاک بر سری بهم دست داد

کلا خاصیت درس برام همینه متاسفانه واسه همون درس نخوندم وگرنه از روزانه قبول میشدم

فکر کردم یه فیلم درام عاشقانه می تونه این هیجانات و سمت و سوی خوب ببخشه جوری که تهش از خودم بدم نیاد

رفتم گشتم دیدم

افتر پنج اومده

که دوبله ترکیش به شکل آنلاین را تا حدود یه ربع با وقفه های طولانی نگاه کردم

دیدم هی قطع میشه حوصلم سر رفت

رفتم ببینم زیر نویس‌فارسی دارش هست

که همش پول خواستن

برو باو واسه خاطر این فیلم پول بدم 😒

...

نخواستیم اصلا

سرم می خواد بدردد

چی کنم؟ هیچی دیگه برم ویسهارو پاک نویس کنم نشد

دیگه نشد که افتر پنج و ببینم هوس از سرم بپره

با درس باز هوس بهم دست نده صلوات

جالبما با همچین فیلمی هیچ حسی نمی گیرم با درس

🤔

البته فک کنم تنها نیستم اون روز تو خوابگاه یه دختری صبح تا شب رفته بود کتاب خونه درس خونده بود شبم همینطور

بعد شب می گفت می دونی چی دلم می خواد دلم دوست پسرم و می خواد ...

نوشته شده در سه شنبه ۱۴۰۲/۰۹/۰۷ساعت ۴:۲۴ ق.ظ توسط N|


كد قالب جدید قالب های پیچك