بشتاب به سوی آنچه هستی

یک روز می آیی  که من دیگر دچارت نیستم

کاش این پسرا بعد اینکه مشخصات همدیگرو دونستیم و آشکار شد که به کار هم نمیایم راشونو بکشن و برن

و هی نگن به به و جه جه انگاری صد ساله که تو رو میشناسم .‌‌.

بعد تازگیا شدم مرکز جذب آدمهای با سطح تحصیلات خیلی خیلی

پایین

درسته تحصیلات شعور نمیاره

ولی خب یه چیزایی میاره دیگه که هر چند کافی نباشد منتها لازم هست

دست کم اگه تحصیلات داشته باشه میشه باهاش در مورد خاطرات دانشجویی حرف زد بی آنکه وی از حسادت بترکد

حالا ربطی نداره که از خاطرات شکوفایی در علم و دانشت بگی

یا مشروطیهای متناوبت در طی چهار ترم که در آستانه ی اخراج بودی

وقتی تحصیلاتش دیپلم یا اول راهنماییه

حسادت می کنه

و در نظرش مشروطی حسی را درش برمی انگیزد که برا من پسا دکتری برمی انگیزاند

رسیدم ترمینال بابل تو نماز خونه ناهارمو خوردم

حالا در کمال آرامش نشستم می نویسم

چقدر خوبه تنبلی و بدو بدو نکردن خیلی چسبید

شرح رسیدنم از بابلسر تا اینجا به طور خلاصه از این قرار که

خیلی پول خرج کردم

اگه با اسنپ می اومدم به مراتب ارزونتر میشد

اه از اینجور پول خرج کردن ها بدم میاد

از کشوری تا میدون ولایت چمدون رانی کردم که با تاکسی بیام تا

ترمینال

یه تاکسی افتاد که دربستی شد من نمی خواستم دربست شه

ولی دربست آورد

و هفتاد تومن کرایه گرفت

مرده گفت اهل تبریزه

ولی کاملا با لهجه ی شمالی حرف می زد

وقتی هم من گفتم تبریزیم تغییر زبان نداد

بعد گیر داده بود که بلیطتو کنسل کن باهم بریم تبریز

کرایه نمی گیرم ازت

هی می پرسیدم تا ترمینال چند می گفت هر چی می خوای بده

من که راننده تاکسی نیستم

بعد تهش گفت هفتاد تومن

از بابلسر هم تا بابل هشتاد تومن شد

فقط از پارکینگ پنج تا میدان شهربانیه بابلسر خوب اومدم شد پانزده هزار

سرجمع حقیقتا اگه با اسنپ می اومدم کمتر میشدا

برم تو اسنپ بزنم ببینم چند میشد 🤕

زدم , اکو پلاسش میشه ۱۱۷هزار اون یکی نودو یک

پوففففف زین پس با اسنپ میام

نوشته شده در یکشنبه ۱۴۰۳/۱۱/۱۴ساعت ۳:۴۳ ب.ظ توسط N|


كد قالب جدید قالب های پیچك