بشتاب به سوی آنچه هستی

یک روز می آیی  که من دیگر دچارت نیستم

بیشتر وقتا وقتی از یه شرایطی عصبانی بودم و در آرزوی تغییرش

بعدش که اون شرایط عوض شد

یه مصیبتایی شروع شد که دیدم

همون شرایط قبلی روز خوبام بود

الآنم یه آن غر زدنم اومد که اه اه تا کی همش همینه

که یه آن یاد اون تجربه ها افتادم و گفتم حالا مگه چیه عصبانی نباش

علت عصبانیتم این بود امروز دیگه از یکی دو ساعت قبل روزه نیستم

چیز خاصی نخوردم کمی آب و یه خرما

که مامان فوری گفت عید داره میاد پذیرایی و یه کاریش کن

خودم قصد داشتم فردا جمعش کنم ولی این گفتنه حرصم داد

و با خودم چنین گفتنم اومد که تا کی باید برا این وسایلم جا نباشه

و ....

که بله با خودم گفتنم اومد چه معلوم همین که هر سال این خونه ای

و هر سال هفت سین و اینجا می چینی

و ...و.... روز خوبات نباشه?

یادته قبل ازدواج با مامان می رفتی خرید عید مامانت پادرد داشت

و یاد اون جمله ی اون دختر تو دانشگاه می افتادی که اومده

بود خونه ی پدر بزرگ مادربزرگش زندگی می کرد و می گفت زندگی با پیرا سخته

بعدش ازدواج کردی‌ و خیال کردی رفتی با جوون زندگی کنی

و دیدی پدر مادرت در مقایسه با شوهرت چقدرم جوان برنا بودن

پس از این غرها نزن و به حال امروزت شکر کن

اگر الآن عصبانی شدنم اومد از پی ام اس توامان با مقداری گشنگی بودن هست خب الآن الکی چی بخورم همون افطار می خورم

حالا حرصو بروز ندادم ولی از درون جوشیدم .

خب خدارو شکر حال جسمانیم خوبه

درسته اوایل ماه رمضون کمی با قاطی پاتی خوری حالم بد شد

ولی بعدش دیگه با عدم افراط در میوه خواری

خوب شدم و خوب بودم تا امروز که دیگه تا چند روز روزه نخواهم بود

خوب بود روزه داری و نماز خوندن قرآن خوندن حس و حالشو دوست داشتم

و یه چیزیو می خواستم ،اینکه با خدا حرف بزنم سوالامو ازش بپرسم

همش در جستجوی یه ندایی یه خوابی یه همچین چیرایی بودم

که نشد ...

خب عیدم نزدیکه و من نمی خوام لباس بخرم

نه که لازم نداشته باشم ولی بیشتر به هارد و باطری دوربین فیلمبرداری نیاز دارم

هارد هم که قیمتهارو چک کردم اونقدره گرونه که

نمی دونم بتونم دو ترابایت بخرم یا نه

هر چند ترجیحم چهار ترابایتش بود

ولی برا همون دو ترابایتشم فکر کنم پولم نرسه

واقعا واقعا به شدت لنگ هارد هستم بعدش باطری

که دیگه به اون محاله برسم و حالا اون خیلی اولویت نیست ،

تولد خواهرزادمم یکشنبه می گیرن

وای از دست بابا که بدعت گذاشته تولد هر کدوم

که شد برا هر دو تا کادو بخریم

بابام جان من ندارم آخه 😭برا خودم نمی خوام لباس عید بخرم در این حد بعد کادو تولد مجبورم بخرم

تو ایام پولداری خریدم الآن که ندارم نخرم بد میشه ....

لباسام همه خیلی کهنه شده اما می دونی لباس خوب واقعا وابسته به حضور کسی تو زندگیم نیستا

ولی وقتی کسی تو زندگیم نیست اولویت بندیه لباس خوب و به ظاهر رسیدن در مقابل هارد و باطری می ره ته صف

من سالها تنها انگیزه ام و تنها سودی که از به ظاهرم رسیدن دریافتم

این بوده که از خودم عکس خوب بگیرم

خب آدمیم دیگه دلمون می خواد یکی بگه به به و چه چه

وقتی نمی گه ،هی من لباس قشنگ بپوشم آرایش کنم

عکس بگیرم بعد آرایش و پاکش کنم که چی مثلا

تازه کلیم هزینه می ره سطل آشغال

انصاف نیست دیگه، معنیش چیه چه فایده داره

یه سال دو سال سه سال می تونی با این فرمون خوش باشی

نه که بیست سال

حالا من خیلیم پررو بازی درآوردم تا همین شش هفت ماه پیش

اینجوری خودمو گول زدم ولی دیگه با این قیمتها و هزینه ها

نمیشه

تنها چیزی که واقعا برا عید لازم دارم که اونم خدایی از عید قبل لازم داشتم و پولم نرسید بخرم کفش مشکیه

در سفرهام تو زمستون یه جفت کفش مشکی می تونست کل تیپمو تغییر بده

اگه کفش مشکی داشتم می تونستم تو اتوبوس پالتو قرمز بپوشم

ولی چون با پالتو قرمز نمیشه کفش سبز و یا پوتین سرمه ای پوشید کلا پالتو قرمز کنسل میشد

و ناچار پالتو مشکیمو پوشیدم و چون تو اتوبوس می پوشیدمش

همش به نظرم کثیف می شد و مجبور بودم بعد سفر بشورمش و چون خز داخلش سفید بود

رنگ خزا با سیاهیها قاطی شد خراب شده

چه دغدغه هایی دارم

دیگه پالتو مشکیم از فرط شسته شدن های مکرر کهنه شد

که اگر یه جفت کفش مشکیه معمولی داشتم

چنین نمیشد

پالتو قرمزه جنسش یه جوره هزار بارم بشوری کهنه نمیشه

ولی خب بازم در آینده ممکنه یه لباس دیگه ارو به خاطر نداشتن کفش مشکی خراب کنم

هر چند دیگه دانشگاه فقط یه پایان نامه مونده دیگه ان شا ء الله قبل فصل سرما تموم بشه

به هر حال من کفش مشکی لازم دارم

که باز ممکنه هارد اونقدره گرون باشه که نشه خرید

نوشته شده در پنجشنبه ۱۴۰۳/۱۲/۲۳ساعت ۱۱:۵۰ ب.ظ توسط N|


كد قالب جدید قالب های پیچك