یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم
امروز روز مبارک استارت نگارش پایان نامه ام بود و روز تولد مامانم و روزی که بالاخره از مخابرات اومدن تلفنمونو که وای فای با اون بودو وصل کردن ولی من نحوه ی وصل شدن اینترنت لپ تاپ به دیتا رو هم یاد گرفتم تازه مخابرات اومده بود تلفن و وصل کرده بود که برقها رفت اولش هم من آهنگ میکس کردم فرستادم مربی رقص بعدشم یه چند تا آهنگ و قاطی کردم زدم فلش برا پیکنیک رفتنهای خودمون تو راه بعدشم که عکسا و فیلمهای اردیبهشت و زدم هارد داشتم امتحان می کردم که چقدر می تونم عکس خروس و تو فوتوشاپ قشنگ کنم که دوست بابلیم زنگ زد که این فایلهای فارغ التحصیلی که فرستادم زیپه باز نمیشه بهش گفتم چه جوری رمزو بزنه فیلم گرفتم فرستادم گفت نتونست عجبه ها خودم فایلهاشو فرستادم حالا من تو این کارای کامپیوتری خودم به حد کافی پرتم،شایدم نیستم خودمو پرت تصور می کنم بعدشم گفتم بذار ببینم می تونم براش لایه باز فارغ التحصیلی پیدا کنم چند تا بک گراند با کیفیت پیدا کردم که نگاه نکرد نه الآن دیدم سین خورده ولی ری اکشنی نیست شاید نپسندیده، دیگه نمی تونم بخرم که و من در عجب اینم برا کار عکاسی خودم از دختر ویدا دنبال بکگراندو لایه باز شب یلدا نیستم ولی برا اون گشتم حوصله نداشتما ولی دیگه گشتم دیگه .... و نهایتا بله شروع کردم به نگارش پایان نامه اولش فکر می کردم کاری نداره که ولی حالا از تو اینستا از یه پیجی نگارش فصل اول و دارم می خونم و اجرا می کنم می بینم چقدر دیگه هی داره شورشو درمیاره اهمیتو ضرورت تحقیق انگاری دیگه نیست اونو انجام ندادم آخه انجامم بدم همون حرفاس دیگه می گم شورشو در میارن اینه دیگه این مقدمه بیشترش همون تکرار حرفای پروپوزاله و باز فرضیاتم فکر کنم نیست حذف شده دیگه چی نیست محدودیتم فکر کنم نیست 😅 چی موند مقدمه نوشتم بیان مسئله نوشتم اهداف پژوهش نوشتم سوالات نوشتم رسیدم به تعریف مفاهیم واصطلاحات که بماند فردا خسته شدم ساختار هم باز بمونه فردا اهدافم که تو این اینستا شرح داده اهداف جزئی کلی سوالاتم گفته جزئی کلی که من گوش ندادم چه جزء کلی ولمون کن بابا همون چیزا که تو پروپوزال نوشتمو منتقل کردم اینجا و به نظرم درستش اینه امروز استخر نرفتم تفریح خاصی نداشتم و خیلی زحمت کشیدم![]()
| كد قالب جدید قالب های پیچك |

