بشتاب به سوی آنچه هستی

یک روز می آیی  که من دیگر دچارت نیستم

خلاصه ی مراحل نوشتن پایان نامه امو که بخوام بگم

عبارت است از

پریدن در دل ترس ها،

از همون اول که انتخاب موضوع بود تا نوشتن پروپوزال و فصلها

و مرحله ی خیلی سخت درخواست پر کردن پرسش نامه

و نشون دادن به استاد فرستادن برای همانند جویی

فرستادن برای داورا

همش پریدن تو دل ترسها بود

و حالا ترس الآن خیلی ترسناکتر میاد برام

اینکه بشینم بخونم برای ارائه

بله دیروز پرینت گرفتم و امروز پایان نامه ارو دادم به بابا ببره سیم بندازه

و یه ماژیک فسفری هم برام بخره

حالا باید بخونم

حفظ کنم و می ترسم

می ترسم جاهایی ایراد نگارشی ببینم غلط املایی ببینم

و حالا بعد فرستادن به استادها

با این ایرادها چه میشه کرد

همین حالاش دیدم ای داد

یه جا تو بخش محدودیتهای فصل پنج

نقطه نذاشتم

کاش تنها ایرادش همین باشه

عجیبه خیلی می ترسم بخونمش

پریدن تو این ترسه هم سخته وقتی نمیشه که نسخه ی مجدد به داورها فرستاد

و اصلا با اونا همکلام شد

چندین روز بی نماز هم شدم نمی دونم چرا از تنبلیست یا خستگی یا چیست

برم یه دوش بگیرم بیام ببینم میشه خودم و بیابم و بپرم در دل این ترس نو

نوشته شده در دوشنبه ۱۴۰۴/۱۰/۰۱ساعت ۴:۱۶ ب.ظ توسط N|


كد قالب جدید قالب های پیچك