یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم
فردا زنگ می زنم به استاد و اگه بود دوشنبه می رم دانشگاه دوشنبه که نه یکشنبه را می افتم و می رم صبح دوشنبه می رسم دانشگاه کمی از کارارو انجام می دم ببینم چطور میشه می تونم تسویه حساب کنم یا باید بمونم دوستم که زنگ زد گفت واسه عکساش دلار ریخته چه کارا کرده تا منابعشو درآره بذاره تو فهرست منابع من همچین کارایی نکردم نمی دونم در هر حال اگه همچین شه گاومان زایید و خب غیر از اینم نمی دونم چه اصلاحات دیگه ای دارم من هر چی که تو جلسه ی دفاع شفاهی گفتن و انجام دادم امیدوارم فقط همون بوده باشه و تمام شه بره اگه نه هم مجبورم بمونم بابل تا ببینم چطور میشه شایدم کارش اونقدره زیاد باشه همون برگردم تا برا بعد عید یعنی مثلا من نمی دونم کجا باید دلار بریزم که چه کنم یه دنیا عکسه مجوز دونه دونه اشو از کی و چطور بگیرم من عکسا رو از مقالات برداشتم منبع مقالاتم هست دیگه نمی شه انقد سخت نگیرن دو سه هفته ای میشه پی دی اف اصلاح شده امو فرستادم به استاد و یه متن سلام و سوالم براش فرستادم تو تلگرام روبیکا و بله هیچ کدوم جواب نداده تو تلگرام و روبیکا سین نکرده ولی تو بله سین کرده جواب نداده حداقل یه جواب سلامم و می داد اه چقدر متنفرم از همه چی سرم درد می کنه بس که تو اینستا چرخیدم، فلاکت و ماجراهای فلاکت بار هر روز بیشتر از دیروز چی می خوان این لعنتیای عوضی از جون ما ![]()
| كد قالب جدید قالب های پیچك |

