یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم
کار پیدا کردم باطری دوربین ها رو شارژ گذاشتم مموریهاشو خالی کردم
بله امروز، فقط چند تا ریزه کاری فوتوشاپهای دیروزو اصلاح کردم دو تا هم کار جدید انجام دادم و یکیشو دوبل کردم، یعنی یه بارم با یه تغییرات جزئی به شکل جمع و جورتر ذخیره کردم.خیلی کند پیش می رم نباید وعده می دادم که تا یه هفته و نیم بعد تموم می کنم. خب معمولا کار عکسها زیاد طول می کشه
فیلم و که شروع کنم زودتر پیش میره.
و اما چیست کار؟
چند روز پیش فکر کردم همینجوری تو دیوار آگهی بدم که عکاسم و فیلمبردار و از مجالس تولدو عقد و اینجور چیزا عکس می گیرم.
بعد یه مشتری چرت پیدا کردم که یه عکس بی کیفیت فرستاد بهم اینو فوتوشاپ کن
اولش فکر کردم سر کارم گذاشته بعد دیدم جدیه
عجیب بود که چیه اون عکس به نظرش خوب اومده بود که می خواست روش کار کنم.
ولی گفتم خب پول می ده دیگه کار کن
دیگه این بخش و طولش ندم تهش پولم نداد ولی خیرش این بود در سایه ی اون گشتی در نت زده و به هوش مصنوعی چت پیدا کردم به اسم اُکیان در حد چت جی پی تی نیست ولی در حد هوش مصنوعی بله هم چرت نیست.
خوبه.
پنج شنبه شب از شدت غم گریه ام گرفت
از شدت بی کاری به درد نخوری زندگی پوچ.
صبح حوالی ده و نیم گوشیم زنگ زد یه خانم که آگهیتو از دیوار برداشتم میاین عکاسی و فیلم برداری جشن تولد
صداش مطمئن بود آدرسیم که داد نزدیک ما بود
گفتم آره.
آدرسشو به خواهرمم فرستادم که محض احتیاط بدونه کجام شماره اشم فرستادم.
رفتم حموم نماز خوندم ناهار خوردم
یه آرایش مختصر کردم و موهامم یه مختصر درست کردم در حد فیلمبردار و رفتم
بسی کیف کردم،
واقعا ته خط بودم که خدا منو دید
همیشه وقتی به مو می رسم خدا یه راهی برام باز می کنه که پاره نشم🤣
خداروشکر.
و حالا مشغول فوتوشاپم و بعدم تدوین.![]()
| كد قالب جدید قالب های پیچك |

