بشتاب به سوی آنچه هستی

یک روز می آیی  که من دیگر دچارت نیستم

خیل خب

همه ی خاطره هایی که در ایام قطعیه نت پخشو پلا در جاهای مختلف

نوشته بودم و آوردم در پستهای مجزا در اینجا کپی کردم تا که مرتب

باشن

این همه پست

دریغ از یه کامنت ....

بله تا اونجا گفتم که زنه ازم تشکر نکرد و منو ناراحت کرد

اسمش بهاره اس

یعنی بهاره تشکر نکرد

از این ور چهارشنبه مادر بچه ای که بیستو هفت فروردین رفته بودم تولدش

زنگ زد که عکسهارو چاپ کنم

اسم این خانمم نازنینه.

حدود بیست اردیبهشت که فیلمشونو تحویل دادم گفتن عکسهارو دست نگه دارم چون دست و بالشون خالیه

منم پنج شنبه رفتم چاپ کنم که گفتن شنبه بیا

از رو لیست قیمتها عکس گرفتم،

اینجا ارزونترین جاییه که میشناسم ولی بازم قیمتاش از لیست قیمتی که تو اینترنت بود بیشتر بود

و کوچکترین سایز،یعنی نه در دوازده و سی هزار درمی آورد

ده تا نه در دوازده مات می شد سیصد

با دوتا عکس ابریشمی رو شاسی

جمعا می شد یک میلیونو دویستو بیست.

من قبلا نه در دوازده بیستو سه و پونصد می دونستم و به نازنین چنین گفته بودم که بیستو سه و پونصد پول چاپ هفتاد شات و ده هزار هم روتوش ساده

که جمعا می شد یک میلیون و هفتصد و خورده ای

که گفته بودم یک و هفتصد

حالا امروز که رفتم در آوردم زنگ زدم که عکساتون آماده اس آیا بیارم براتون؟

قیمت پرسید گفتم یک و هشتصد، تعجب کرد که دونه ای چند انداختم!

واقعا عجیبه

من ارزونترین جا چاپ کردم جای دیگه سایز نه در دوازده پرسیدم هشتاد تومان چاپ می کنن

یعنی بدون در نظر گرفتن شات و ادیت اگه خودشون می بردن چاپ

فقط هزینه ی چاپش چه بسا بیشتر از دو میلیون میشد

من ارزون می گم ولی ذهنیت مشتری ها هنوز تو سال نودو پنج گیر کرده، بد دورانیه،

عکسهای رو شاسی خوبن

ولی بعضی عکسهای کوچیک بچه به نظرم تاریکن

نمی دونم چرا رو مونیتور خوب به نظر می اومدن.

در مورد بهاره هم چون تشکر نکرده منم کلا دست و بالم سرد شده

و دیگه رو عکساش کار نکردم بفرستم

و کارم کنم نمی فرستم نگه می دارم یه جا نشونش می دم

به نازنینم عصر زنگ زدم بیارم خونتون گفتن نه

خودمون قرار بذاریم یه جا و ....

منم می خوام برم حموم

لباسمم بو عرق گرفته می خوام بشورم

چون احتمالا فردا باز برم فیلمبرداری فرمالیته ی خانم تشکر نکن یعنی بهاره

و بایست لباسم خشک شه

دیگه نه و نیم شب شد نازنین اگه می خواست بیاد تا حالا اومده بود

فکر نکنم دیگه بعد این زنگ بزنه

من برم حموم.

نوشته شده در یکشنبه ۱۴۰۵/۰۳/۱۷ساعت ۹:۳۵ ب.ظ توسط N|


كد قالب جدید قالب های پیچك