بشتاب به سوی آنچه هستی

یک روز می آیی  که من دیگر دچارت نیستم

دیروز روز خیلی مبارکی بود

چون بالاخره با دانشگاه تسویه حساب کردم

و حالا هم از نظر علمی و هم از نظر قانونی فوق لیسانس هستم

کارم حضوری نبود

به انتشاراتیه پول دادم تا کارامو انجام داد

و البته پول زیادی هم نبود فقط یک میلیونو پونصد

اگه خودم می رفتم بابل هزینه ی رفت و برگشتم بیشتر از دو میلیون میشد

بعلاوه ی هزینه ی جایی که میموندم و یه عالمه کرایه ی تاکسی

هزینه ی خورد و خوراک

خستگی بیش از حد

پس واقعا ارزشش و داشت.

امروزم زنگ زدم کی مدرک و می گیرم

گفت دو ماه دیگه زنگ بزن

گفتم: آخه حالا من بخوام جایی کار کنم یا مجوز بگیرم چطور بگم مدرک دارم گفت: تو ایتا پیام بده یه گواهی بفرستیم

خیلی برام سخت میاد این بخش

کاش یکی بود این کارو برام را می نداخت.

نوشته شده در سه شنبه ۱۴۰۵/۰۳/۲۶ساعت ۱۲:۴۱ ب.ظ توسط N|


كد قالب جدید قالب های پیچك