یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم
امروز رفتم مراسم فیلم برداری عقد
تا عروس بیاد جو خوب بود
بعد اینکه عروس اومد حسی که بهم داد
اینجوری بود که انگار تو دلش بگه چرا فیلمبردار خواسته
انگاری با داماد هم قهر و دعوا داشتن
البته عقد واقعی نبود
عقد رسمیشون برا شش ماه قبل بودش
و حالا یه عقد و یه عقد آریایی برگزار کردن
و اصلا اون حس قشنگ اول عقد و نداشت
من گفتم مونتاژ ساده سیصد تومان
حرفه ای هشتصد
اونا سیصدرو خواستن
ولی روحیه ی کمالگرام احتمالا اجازه نمی ده
ضعیف کار کنم
و احتمالا چون یه جوری بد رفتار بودن
باید خودمو با یه مونتاژ خوب بهشون ثابت کنم
ضمنا نذاشتن عکاسی کنم خودشون دوربین عکاسی آورده بودن عکس می گرفتن
گفتم عکسارو برا منم بفرستین که تو فیلم استفاده کنم
هیچی دیگه اینم از امروز![]()
| كد قالب جدید قالب های پیچك |

